أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

183

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

شربت كأسا ابوك شاربها * لابدّ منها له على كبره « 1 » [ أُولئِكَ عَلَيْهِمْ ] ايشانند كه بر ايشانست از خداى صلوات و رحمت و ايشانند راه يافتگان برحمت و ثواب و به حق و صواب . ابن عباس گفت : اينجا مراد بصلوات مغفرت و آمرزش است . ابن كيسان گفت : ثنا است ، ديگران گفتند رحمت است ، و تكرار براى اختلاف لفظ است ، و يكى از جملهء صحابه هر وقت كه اين آيت بخواندى گفتى : نعم العدلان و نعم العلاوه . از جعفر صادق عليه السّلام روايت است كه سبب نزول اين آيت آن بود كه خداى تعالى چون اين آيت فرستاد : وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ ، رسول خداى گفت : « نعم الخليل ابراهيم ابتلى فصبر و أعطى فشكر و لو لا أنّى اخاف على عترتى لسألت لهم الامامة و ما لهم و الدّنيا فانّهم خلقوا للآخرة و خلقت الدّنيا لهم » نيك خليلى بود ابراهيم خداى را ؛ ابتلايش كردند صبر كرد ، و بدادندش شكر كرد ، و اگر نه آنستى كه من بر عترت خود مىترسم براى ايشان امامت خواستمى از خداى يعنى ولايت ، و ليكن ايشان را با دنيا چه كار ، ايشان را براى آخرت آفريده‌اند و دنيا را براى ايشان ؛ جبرئيل آمد و اين آيت آورد [ وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ ] رسول صلى اللّه عليه و آله على را بخواند و آيت برو خواند و او را گفت : « هذه كلماتك و كلمات ابراهيم هى الشمس و القمر » اين كلمات تو است و كلمات ابراهيم آفتاب و ماه بود « و لقد سبقت اجابة اللّه مسئلتى » و پيش از آنكه من براى تو امامت خواهم خداى اجابت كرد و بداد ناخواست و مراد بكلمات اينست [ وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ ] و به چيزى از خوف يعنى حرب و قتال و جهاد ، آن امتحان و تكليف كه او را بود به اين معنى هيچ كس را نبود از جملهء صحابه بلكه از جملهء خلائق تا هر كجا كه سرى از گريبان كفر بر آمد بتيغ او عمرش بسر آمد .

--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح اين دو بيت نيز در اينجا هست : « يشربها و الانام كلهم * من كان فى بدوده و فى حضره » « فالحمد للّه لا شريك له * فى علمه كان ذا و فى قدره »